ای دوست باد بدست به کجا میروی که جانت از حریر نیست زندگی کفش برون فتاده از پاست وقتی بریده از همه تنها میروی چراغ مهر بیافروز که خدای گناه بخش لحظه ها را فرصتی تازه خواهد داد برای حاصلخیز شدن درخت وجود آدمیان هفت آسمان به تسخیر  لحظه های معراج عشق در آمد تو هفت وجب عشق را معراج کن و میل سرمه مهربانی را به دیده ات کش که شب مهتابی زندگی را تا رسیدن به سپیده عشق زمانی نیست