ابرها همه جا را گرفته  ابری از خاک ودود آه و ناله غم بی نهایت دستهای عاشق یک ملت را پوشانده هزار اقیانوس در قاب چشمها نشسته، اصلا قرار بود رنگین کمان خوش رنگ در گوشه این وطن رنگ بگیرد تا شب پر ستاره اهر ،ورزقان،هریس از روز هم روشن تر شود قرار بود در کوچه های بی انتها سرود پیروزی و عشق بخوانیم اما !!!!زلزله ای دردناک دیار دلیران آذربایجان را لرزاند و بسیاری از هموطنان را با هزار آرزو عشق و امید برای همیشه با خود برد و غم سنگینی بر دلمان گذاشت .

بغض راه نفسم را بسته است وقتی می بینیم پدری دنبال فرزندانش و خانواده اش خرابه هارا با دستهایش میکند مادری چه غریبانه دنبال فرزندش میگردد،کودکی دنبال پدر ومادرش تا در آغوششان آرام بگیرد !!!چه صحنه های دلخراشی! در اوج معصومیت این کودکان و صافی آسمان دلشان، غریب ترین ابرهای پر از اندوه به آسمان دلشان روانه شده نمیدانم شما هم مثل من چند قطره اشک ریختی به خاطر دلواپسی این عزیزان ؟آیا اصلا دلواپس این عزیزان وبازماندگان هستید؟  آنجا دلی شکسته است بیائید به کمکشان بشتابیم تا شاید پرند ه ای که در تنگی سینه  آنها بال بال میزند کمی آرام ّگیرد