+ با توام!

تو کیستی که از حوالی آفتاب با یک موج لبخند به سویم میایی ؟!آیا میدانی که من از نسل بارانم که در فصل شقایق بروی دشت میروید راستی در راه که می آمدی صبا را ندیدی؟ شاید درباره من به تو چیزی گفته باشد !آیا میدانی که چرا فصل عشق همیشه بارانی است میدانم و میدانی چرا پاییز از کوچه های خوشبختی عبور نمیکند؟ زیرا صداقت همیشه بهار از میان رفته و پژمرده شده است در میان انبوهی از کلمات به دنبال واژه ای میگردم که در خور تو باشد  اما تمام واژه هایم در کویر ریا سوخته اند تمام واژه های که در خور تحسین عشق تو باشد ته گرفته اند!تو واژه به معنای حقیقی عشق  مهربانی و صداقتی

نویسنده : آرشام آرتین ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بی تو چگونه نفس بکشم!؟

ومن این جمله را بارها به خود گفته ام و بعد روی بالشی از خیال آرام به خواب رفته ام و تو چیزی نبودی که من حتی سایه ات را فراموش کنم و پنجره ها به رویت ببندم و در انتظار شبنمی بنشینم که روی قاب عکسها و روی تمام دریچه ها آرام بگیرد!!!!!!من در این غربت وتو در ان وادی آشنا که برای من وتو این وادی آشنا آسمانش  آبی تر از همه آسمانهاست ومن در این غربت و تو در آن دیار آشنا تو عاشق و من سینه چاک فقط کافی است صدایت را از ان وادی آشنا بشنوم و عطر وطنت را به لباسم بزنم و تا آخرین ایستگاه رویا می آیم !!!!!!خدا نکند روزی کلبه آرزوهایمان ویران شود و بفهمیم که برای قدم زدن در خیابان خوشبختی باید حتما آفتاب را میهمان آرزو هایمان بکنیم ودر آسمان پر ستاره دنبال تک ستاره روشنی بگردیم که در دقیقه های بنفش!مارا به میهمانی خورشید دعوت کند و عشق را توی چشمهای خیس شبنم بنشانیم  و من که حالا دوست ندارم دغدغه های سبز خودم را در تندیس های خاکستری جستجو کنم  به ساختن قایقی فکر کنیم که از تمام تنگه ها رد شود و در جزیره سعادت آرام بگیرد !!!پس مجالی نیست اگر پلک روی پلک بگذاری و ستاره های فروزان را روی شانه هایت ننشانی آن وقت خواهی دید که فردا خیلی دیر است اگر تو با چشمان شبنمی از این رهگذر عبور کنی رنگین کمان خوش رنگ در گوشه آسمان دلت خواهد رویید !!!!!بجنب که فردا خیلی دیر است!!!!!!!تقدیم به م

نویسنده : آرشام آرتین ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به خاطر بسپاریم

وقتی با دوستانت دعوا میکنی تازه می فهمی آنهاچقدر از اسرارت باخبرند/برای اداره کردن خود از سرت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت/همیشه اشتباهات دیگران را ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاوار بخششند بلکه تو سزاوار آرامش هستی!

نویسنده : آرشام آرتین ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به او بگویید دوستش دارم

تو همه زندگی من شده ای!و همه بود و نبودم تویی!هر شب تا دیر هنگام بیدار می مانم و به تو فکر میکنم و هر شب لطیف ترین احساساتم را برای تو بکار می برم آنقدر در رویاهای من هستی که تا حالا چنین کمبودی در زندگیم احساس نکرده بودم این احساس بیشتر در من وقتی نمود پیدا میکند که آیا از سر نوعدوستی چنین محبتی در حق من میکنی یا این همان عشق آسمانی است اما باز هم در دریای افکارم غوطه ور میشوم و می اندیشم که شاید این احساس همان چیزی باشد که دیگران به آن عشق میگویند اما پشیمان میشوم چرا که میدانم یک عاشق هرگز معشوق خود را دلگیر نمیکند و متقاعد می شوم این همان عشق رویایی است که دنبالش می گشتم و به هر ترتیب روز شب که میگذرد و با گذر زمان من بیش از پیش به تو علاقه پیدا میکنم.  و باز امشب با ستاره ها دردو دل میکردم در دل این آسمان بزرگ چند ستاره کم نور و کوچک وجود داشت و ماه هم در آسمان نبود مثل اینکه ماه و ستارگان نیز از آسمان خسته شده اند و من نیز به ستاره سپردم تا اگر شما را دید بگوید که من گفته ام /به او بگویید دوستش دارم/

نویسنده : آرشام آرتین ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک